
احد مطبوعی | شهرآرانیوز؛ بحرانهای محیط زیستی سال هاست به یکی از مهمترین چالشهای ایران تبدیل شدهاند؛ بحرانهایی که اگرچه آثار آنها مستقیما با کیفیت زندگی امروز و آینده جامعه گره خورده است، اما اغلب زیر سایه رخدادهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، کمتر در کانون توجه افکار عمومی قرار میگیرند.
دریاچه ارومیه همچنان در دوراهی مرگ و حیات دست وپا میزند، جنگلهای هیرکانی هر سال بخشی از وسعت خود را از دست میدهند، قاچاق چوب و تخریب منابع طبیعی همچنان ادامه دارد و فرسایش خاک و نابودی پوشش گیاهی، به تهدیدی جدی برای زیست بوم کشور تبدیل شده است.
با وجود چنین شرایطی، سهم رسانه ملی در پرداخت نمایشی به این موضوعات طی سالهای گذشته چندان پررنگ نبوده و عمده تولیدات به مستندها، برنامههای گفت وگومحور یا ولههای کوتاه آموزشی محدود شده است؛ قالبهایی که اگرچه در آگاهی بخشی نقش داشتهاند، اما کمتر توانستهاند مخاطب عام را با عمق این بحرانها همراه کنند.
در چنین فضایی، مجموعه «سرخدار» به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود فرخنده که هر شب از شبکه یک سیما پخش میشود، را میتوان تجربهای متفاوت در کارنامه رسانه ملی دانست؛ تجربهای که به جای تکرار هشدارهای مستقیم و شعارهای همیشگی، تصمیم گرفته است مسئله حفاظت از منابع طبیعی را در قالب یک روایت داستانی مطرح کند. درامی که دغدغه را قربانی نمیکند
هسته اصلی داستان «سرخدار» بر تقابل دو جهان شکل گرفته است؛ جهانی که طبیعت را منبعی برای سود و ثروت میبیند و جهانی که حفاظت از آن را وظیفهای انسانی و قانونی میداند. این دو نگاه، در قالب رویارویی جنگل بانان با قاچاقچیان چوب روایت میشود، اما در حقیقت، تقابل دو شیوه رویارویی با سرزمین است؛ یک سو کسانی قرار دارند که برای منفعت شخصی، نابودی جنگل را امری عادی تلقی میکنند و در سوی دیگر، افرادی ایستادهاند که حفاظت از منابع طبیعی را فراتر از یک شغل، نوعی مسئولیت اجتماعی میدانند.
این دوگانه، اگرچه بارها در آثار نمایشی دیده شده، اما آنچه «سرخدار» را متمایز میکند، نحوه پرداخت آن است. سریال تلاش نمیکند شخصیتهای مثبت را کاملا بی نقص و شخصیتهای منفی را مطلقا شرور نشان دهد، بلکه هر کدام را در بستری قابل باور به تصویر میکشد و همین مسئله، به واقع گرایی …








